امروز هشت صیح انتخاب واحد داشتم و دیگه اون ورودی نیستیم که برای ساعت دوازده یا چهار باشه،پیر شدیم و برامون میزنن ورودی ۱۴۰۲و ما قبل:)😂
طبق معمول و همیشه دو سه دقیقه اول آموزشیار مرد و به بدبختی اون درسایی که باید رو تونستیم برداریم ولی خب انتخاب واحد خوبی بود و راضیم که دوباره دوروز در هفته کلاس دارم و مابقی روزا میتونم برم آزمایشگاه و کتابخونه،این ترم با یک استادی کلاس دارم که قبلا هم باهاش آز فیزیو گیاهمو گذرونده بودم و موقع کار همیار آزمایشگاهیم بازم سر کلاساش دم دستش بودم و منم میشناسه خیلی خوشحال شدم از دیدن اسمش ،بقیه استادامونم توی گروه معرفی اساتید خوب میگن درموردشون امیدوارم ترم خوبی رو شروع بکنیم^^
بعد از انتخاب واحد و صبونه خوردن حدود ده بود ماشینو برداشتم رفتم تره بار خرید خونه و از اون ور هم پست صدر که بسته برگشتی که توی مسافرت اورده بودن دم درمون رو تحویل بگیرم و خیلی ذوق این بسته رو داشتم.
چون برای خودم هدیه ای خریده بودم بابت تشکرآخر سالی و خسته نباشید یه خودم که ترم پر از یادگیری و سخت کوشی رو پشت سر گذاشتم با معدلی بالای ۱۹/۲۰که خوب خیلی به خودم افتخار کردم و فهمیدم باید بیشتر به خودم سخت بگیرم و تلاش بکنم تا ظرفیت هام از اینم بالاتر بره و کلی کار بتونم انحام بدم.
خلاصه ماجرا اینکه من امسال بیشترین چیزی که فهمیدم با اینکه تیپولوژی درونگرایی دارم اما اصلا نمیتونم توی خونه بمونم و واقعا افسردگی میگیرم چون از اون ور پر انرژیم ،حتی الانم دلتنگ اون هفته هاییم که هفت روزش از صب تا شب بیرون و کلاس بودم و حس زندگی بهم میداد اما متاسفانه دیگه دم دمای عید این حس کمتر میشه و باید صبر کرد برای شروع یک سال قوی و پر چالش تر و از اونجایی که کل اعضای خانواده مثل بقیه مردم عادی هی از سرکار رفتن مینالن و منتظر یه تعطیلی پنجشنبه جمعه هستن برای همین آبمون توی یه جوب نمیره و خیلی سر کتابخونه رفتن من و درس خوندنم مخالفته اما کار آزمایشگاه تا شب بهونه خوبی برای بیرون موندن از خونست😌😂
پ.ن:چقدر زود بهمن تموم شد:))
میتونم الان بهت حسودی کنم🫠
حالا من هرچی میرم بالاتر، کلاسام کمتر نمیشه بلکه بیشتر هم میشه😑